آسیب شناسی تعامل رئیس جمهور و منتقدین در یک فضای آرام
عصبانی نیستم!
....................................................................................................
چرا عصبانی نیستــم؟
سرمقاله
علیرضا هاشمزادگان دانشجوی حقوق
قبل از تحریر -مروری بر یک فیلم کوتاه:
سکانس اول /داخلی /استودیو مناظره 17 /خرداد : 92 محسن رضایی« :شما ببینید سؤال من چقدر مؤدبانه است ،آقای روحانی اگر بخواهد با این عصبانیت و این داد و بیدادی که کردند ،سکان کشور را بدست بگیرند ،خداوند رحم کند به این کشور». سکانس دوم /داخلی /حسینیه امام خمینی(ره) 12 /مرداد : 92 رئیسجمهور منتخب« :خدایا به تو پناه میبرم از بستن دهان منتقدان و رقیبان .یاریام کن بنده مخلصی برای تو و خادم الیقی برای تو باشم و فراموش نکنم آنچه بر پیشینیان رفته است». سکانس سوم /داخلی /وزارت امور خارجه 20 /مرداد : 93 رئیسجمهور« :یک عده به ظاهر شعار میدهند ،ولی بزدل سیاسیاند .هر وقت میخواهد مذاکره شود، یک عده میگویند ما هم داریم میلرزیم .خب به جهنم ،بروید یک جای گرم برای خودتان پیدا کنید. خداوند شما را ترسو و لرزان آفریده ،ما چه کار کنیم؟».
«عصبانی نیستم!» شاید بهترین شرح ،برای ادبیات خاصی باشد که رئیسجمهور هر از گاهی (تقریبا هر دو هفته یک بار) نسبت به منتقدین به کار میبرد .شخصیت برجستهای که از ابتدای انقالب در عالیترین سمتهای سیاسی-امنیتی حضور داشته ،منطقا آنقدر تجربه اندوخته است تا بر خود مسلط باشد و گاه و بیگاه عصبانی نشود .پس اساسا رئیسجمهور عصبانی نیست! شاهدمثال این ادعا ،رمزگشایی از واکنشی است که دکتر حسامالدین آشنا ،تکنسین رسانهای رئیسجمهور ،بعد از سخنرانی مشهو ِر «به جهنم» انجام داد .زمانی که تمامی اطرافیان
رئیسجمهور از انجام هرگونه واکنشی به این سخنان خودداری میکردند ،دکتر آشنا پاسخگوی خبرنگاران شد« :به نظر بنده رئیسجمهور عصبانی نبود ،صریح بود» .بعد از این واکنش، رسانههای متعددی دکتر آشنا را به «م ّداحی رئیسجمهور» متهم کرده و توجیه او را «عذر بدتر از گناه» دانستند .در این میان حتی روزنامه جمهوری اسالمی که همواره همسو با مشی سیاسی آیتاهلل هاشمی و دکتر روحانی است ،در یادداشت ویژهای نوشت« :یکی از مشاوران رئیسجمهور برای توجیه ادبیاتِ همراه با عصبانیت دکتر روحانی ،مطالبی گفت که قطعا اگر نمیگفت بهتر بود!» .اما به نظر میرسد حقیقت چیز دیگری است و مشاور رئیسجمهور نه تنها توجیه یا مدح نکرده ،بلکه دقیقا به ماهیت واقعی رفتار دکتر روحانی اشاره کرده است :ایشان عصبانی نیست ،بلکه حقیقت این است که میخواهد صریحتر و محکمتر به مصاف منتقدین برود. دلیل دیگر بر اثبات مدعای «عصبانینبودن رئیسجمهور» ،تکرار ادبیات مشابهی از این دست (و بعضا تندتر) توسط ایشان است .تا جایی که وی در روز 22بهمن که نماد وحدت است؛ و در شرایط خاصی که دشمن به دنبال طوالنیکردن مذاکرات و افزایش فشار به کشور است ،تلویحا منتقدین را به خیانت از پشت جبهه متهم میکند .بنابراین احتمال مطرحشده اگرچه در ابتدا بعید به نظر میرسید ،اما دربرگیرنده شواهد درخور توجهی است .در واقع ممکن است رئیسجمهور حتی عصبانی هم به نظر برسد ،اما واقعا عصبانی نباشد! همانگونه که دقیقا با استفاده از چنین روشی در مناظرات انتخاباتی پیروزی قابل توجهی حاصل شد و مردم شخصیت مقتدر مورد نیاز خود را در ایشان یافتند. اما چرا؟ چرا رئیسجمهور حاضر شده است دست به چنین اقدامات هزینهسازی زده؛ و آرامشی را که خود در به ارمغان آوردن آن سهیم بوده ،مختل سازد؟ پاسخ روشن است :دکتر روحانی رئیسجمهوری فراجناحی و فاقد «گفتمان مشخص» و «پایگاه اجتماعی مستقل» است؛ و از طرف دیگر «برداشتن تحریمها» (تنها راه انتخابشده برای حل مشکالت اقتصادی) با کارشکنی طرف آمریکایی ،یحتمل غیرقابل دسترس شده است .بنابراین با عدم تحقق ادعای «توانایی در چرخاندن همزمان سانتریفیوژ و چرخ اقتصاد»؛ میبایست زمین بازی جدیدی در عرصه سیاسی تعریف شود. در نتیجه ،ایشان تمایل دارد تا با دوقطبیسازیهایی همچون «معتدل-افراطی» ،خود را یگانه «افراطیون مخالف آزادی و پیشرفت» معرفیکند .قهرمانی که قهرمان شجاع و مقتد ِر مبارزه با ِ تنها امید جامعه برای ممانعت از بازگشت تباهی است .در نهایت مطابق آنچه گفته شد ،هرچه زمان میگذرد ،رئیسجمهور نیز با «صراحت» بیشتری سخن خواهد گفت .راه دشواری در پیش است...